ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

112

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همين كه آن دو بهم نزديك شدند ، قتلغ اينانج از فرا خواندن خوارزمشاه به نزد خود پشيمان شد و بر جان خويش بيمناك گرديد . ناچار از پيش او گريخت و به دژى كه داشت پناه برد . خوارزمشاه نيز به رى رسيد و آن جا را گرفت . قلعه طبرك را هم محاصره كرد و دو روزه آن را گشود . سلطان طغرل به او نامه نگاشت و اين دو با يك ديگر صلح كردند . رى نيز در دست خوارزمشاه باقى ماند و او لشكرى را گماشت كه آن جا را نگهدارى كند . آنگاه به خوارزم بازگشت زيرا به او خبر رسيد كه برادرش سلطانشاه به خوارزم حمله برده است . از بيم آنكه مبادا خوارزم از دست برود ، در حركت شتاب ورزيد ، ولى در راه خبردار شد كه اهل خوارزم از پيشروى سلطانشاه جلوگيرى كرده‌اند چنان كه او نتوانسته بدانجا نزديك شود ، و زيان ديده بازگشته است . علاء الدين تكش ، زمستان را در خوارزم به سر برد و همين كه سرما پايان يافت ، * به سال 589 روانه مرو شد تا كار برادر خود را بسازد . ولى پيك و پيام‌هائى درباره صلح ، ميان آنان رد و بدل گرديد . و هنگامى كه سرگرم گفت و گوى صلح بودند ، از سوى كسى كه قلعه سرخس را براى سلطانشاه نگهبانى مىكرد ، فرستاده‌اى به خدمت علاء الدين تكش خوارزمشاه رسيد و پيغام نگهبان قلعه را رساند كه خوارزمشاه را دعوت كرده بود تا قلعه را به وى تسليم كند ،